مهدى عبداللهى

34

ديدارها وگفتگوهاى سيد الشهداء ( ع ) ( فارسى )

امام فرمود : « راست گفتى فرمان و حكومت براى خداست و پروردگارمان هر روز در كار است . اگر قضاى الهى آنچنان كه ما دوست مىداريم نازل شود خدا را در برابر نعمتهايش سپاس مىگوئيم و او خود براى اداى شكر ياور ما است ؛ و اگر قضا ميان ما و آرزويمان فاصله انداخت باز هم آن شخص كه نيّتش حق و انديشه‌اش تقوا است دور نشده است . » « 1 » گفتم : بلى . خداوند تو را به آنچه كه دوست دارى برساند و از آنچه پرهيز مىكنى كفايت كند . و از مسائلى دربارهء نذر و مناسك حج پرسيدم و حضرت جواب داد ، آنگاه مركب خود را حركت داد و خداحافظى كرد و بدين ترتيب از هم جدا شديم . « 2 » ملاقات امام عليه السلام و عبداللَّه بن مطيع عدوى « 3 » امام عليه السلام از منطقه حاجز گذشت و راهش را به سوى عراق ادامه داد تا به كنار آبى از آبهاى عرب رسيد كه عبداللَّه بن مطيع عدوى در آنجا اتراق كرده‌بود . وقتى امام حسين عليه السلام را ديد به سوى آن حضرت شتافت و گفت : پدر و مادرم فدايت اى فرزند رسول خدا ! چه چيزى باعث آمدنت شد ؟ سپس همراهى كرد و حضرت را فرود آورد . امام فرمود : « جريان مرگ معاويه آنچنان شد كه شنيده‌اى و اهل عراق به من نامه نوشتند و مرا به سوى خود دعوت كردند . » « 4 »

--> ( 1 ) . صدقت لِلّه الأمر و كلّ يوم ربّنا في شأن إن نزل القضاء بما نحبّ فنحمد اللّه على نعمائه و هو المستعان على أداء الشكر ، و إن حال القضاء دون الرّجاء فلم يبعد من كان الحقّ نيّته والتقوى سريرته . ( 2 ) . الأرشاد : جزء 2 / 67 . ( 3 ) . پيشتر ملاقات امام عليه السلام با عبداللّه بن مطيع را ميان راه مدينه و مكّه نقل كرديم و ليكن ملاقاتى كه در اينجا آمده است در مسير مكّه و عراق است ؛ روشن نيست كه آيا دو ملاقات بوده يا يك ملاقات كه مورّخان در اثر اشتباه در دو مكان متفاوت نقل كرده‌اند . ( 4 ) . كان من موت معاويه ما قد بلغك فكتب إليّ أهل العراق يدعونني إلى أنفسهم .